‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود رجوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسعود رجوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۱, یکشنبه

ایران - پیام نوروزی مریم رجوی به مردم ایران

مریم رجوی 

خانم مریم رجوی به مناسبت سال نو ایرانی پیام تبریک نوروزی به ایرانیان در سراسر جهان فرستادند که در این پیام گفتند:
هموطنان عزیزم 
نوروزی و شادکامی، اگر ‌چه به سرقت رفته، اما حق شماست. آزادی و رفاه و امنیت حق شماست. حقوق‌بشر، انتخابات آزاد و جدایی دین و دولت حق شماست. مبارزه برای یک زندگی عادلانه و یک کشور بدون اعدام و شکنجه و قیام برای به زیر کشیدن ولایت فقیه حق شماست. این حق را باید به کرسی نشاند و غاصبان و سرکوبگران را سرنگون کرد. در این مسیر، ما همه یک دل و یک تن واحدیم. به قول مسعود «هر کس که خواهان سرنگونی استبداد دینی و آزادی و حاکمیت جمهور مردم و رأی مردم است با ما و ما با او هستیم».

خوشا پایداری و استقامت شما که سال گذشته سایتهای بمب اتمی را متلاشی و تعطیل کرد حالا نوبت درهم‌شکستن پاسدارخانه‌ها و بی‌دادگاهها و شکنجه‌گاههاست.
خامنه‌ای می‌خواست رژیمش را از چاله عقب‌نشینی اتمی بیرون بیاورد؛ اما در نمایش انتخابات‌ کل حکومت را به چاه انداخت. او می‌خواست در یمن و سوریه راه نفس رژیمش را باز کند. اما در یمن شکست خورد و در سوریه، مهم‌ترین فرماندهانش را به کشتن داد و به‌چنان وضعیت نزاری رسید که دست‌ به‌دامن دولت روسیه شد. هر چند که روسیه هم، به‌رغم‌ تمام بمبارانها و کشتارها در آنجا دوام نیاورد و باز هم رژیم بی‌پشتوانه شد. 
پس به کارگران، معلمان، پرستاران و به‌خصوص به شما مادران‌ و زنان و مردان آزاده‌یی که در برابر اوین به‌اعتراض برخاستید، می‌گویم این شمایید که عید را می‌آورید.

۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

ایران - نامه های اشرف رجوی به رهبر مقاومت ایران مسعود رجوی

اشرف رجوی سمبل  زن انقلابی مجاهد خلق
در 19بهمن سال 1360 شهید اشرف رجوی به همراه سردار شهید خلق موسی خیابانی و 18تن از یاران پاکبازشان در محاصره پاسداران جهل و جنایت خمینی با نبردی نابرابر به شهادت رسید و جز جسم بی جان خود چیزی به دشمن نداد .
اشرف که بعنوان سمبل زنان انقلابی مجاهد خلق شناخته میشود در نامه هایی به برادر مجاهد مسعود رجوی عواطف و احساسات خود را به میلیشیای مجاهد خلق و شهدای مجاهد چنین بیان میکند:  

فرازی از اولین نامه میدانی! بعضی وقتها فکرمی‌کنم چه خوب است من و بچه هم مثل خیلی از خواهران و فرزندان آنها شهید بشویم. احساس می‌کنم درآن صورت رابطه‌ی خیلی عمیق‌تری بین تو و مردم ایجاد می‌شود. و چه بسا روز پیروزی، رنجی را که برای برپایی انقلاب کشیده شده بسیارعمیق‌تر لمس کنی. میدانی شهادت در این فضای موجود خیلی ساده‌تر شده. گویا عین زندگی است. نمیدانی خود من با وجود همه مسائلی که دیده‌ام در برابرعظمت فداکاری نسل حاضر دچار شگفتی شده‌ام. همین چند روز پیش خواهر 12ساله‌یی شهید شده بود و چقدر قهرمانانه. واقعاً چه چیزی او را به این همه فداکاری واداشته؟ باید به تربیت کنندگان این نسل تبریک و تهنیت گفت؛ و برای همین‌هاست که می‌گویم انشاءالله سرحال و سالم باشی تا بتوانی به وظیفه سنگینی که برعهده‌ات گذاشته شده عمل کنی.
… در صورتی‌که باز یکدیگر را دیدیم، به قول خودت گفتنی زیاد داریم و اگر آن شهباز سعادتی را که خداوند در سلول ازمن دریغ کرد، درآغوش کشیدم، به هدفم رسیده‌ام.
فرازهایی از نامه دوم:
تمام بچه‌هامون، با تمام عزیزانم، با تمام نورچشمانم، همانهایی که قهرمانانه شهید می‌شوند همیشه با آنهام، با آنها شکنجه می‌شوم، با آنها فریاد می‌زنم و با آنها می‌میرم و زنده می‌شوم. نمی‌دانم آتشی را که تمام وجودم را از نوک پا تا مغز سرم از پوست تا مغزاستخوانم فراگرفته چه کار کنم، باور نمی‌کنم که هرگز این آتش، خاموشی داشته باشد. چقدر مرگ در این شرایط ساده‌تر از زیستن است، وای، وقتی خبر شهادتها می‌رسد باور کن با یاد شهدا بخواب می‌روم و با یاد شهدا چشم باز می‌کنم و بیاد انتقام زنده‌ام. اشک مجالم نمی‌دهد اگر بدخط و ناخواناست ببخش. نمی‌دونی مثل این‌که دیگه این جسم قدرت کشیدن این روح عاصی رو نداره، دلم می‌خواد پر بزنم و برم، برم پیش بچه‌ها، پیش همان خواهرها که شب‌ها جای خـوابیدن نداشتـن و حالا راحت تـوی قبـر آرمیده‌انـد. آخه چطوری میشه این تضاد رو حل کرد، تا کی میشه آب رو توی چشمه نگهداشت. جهان خبردار نشد که بر ملت ما در این چند ماه چه گذشت. فکرنمی‌کنم درفرهنگ ملتها کلمه‌ای پیدا بشه که بتونه آنچه را که دراین‌جا می‌گذره نشون بده، مثل این‌که فرهنگ جدیدی باید ابداع بشه، بخدا قسم مصیبت این ملت از عاشورا کمتر نیست، رذالت، دنائت، خیانت، شقاوت... دراوج خودشون باز کمترازچیزی هستند که این‌جا جریان دارد. یاد خاطراتی می‌افتم که جایی که چند سال پیش قبل از ازدواجمان هر دو آنجا زندگی می‌کردیم، [توضیح: منظور زندان است] موقع ورزش، همیشه به بالاترین آجر حیاط نگاه می‌کردم و نگاهم می‌لغزید و می‌آمد پایین، گاهی اوقات پرنده‌ای هم آنجا بود که اکثراً حواسم را توی ورزش پرت می‌کرد، طناب رخت‌ها، شیرآب و خلاصه بچه‌ها، چقدربا همه‌ی آنها احساس یگانگی می‌کردم و در عین‌حال تنها بودم، چقدر با آن آجر با آن پرنده، با شیرآب و با طناب رختها و با بچه‌ها احساس نزدیکی می‌کردم، این‌که همه‌ی آنها در نهایت، همراه و مددکار هم و به همـراه من و همه‌ی انسان‌هـا، همه‌ی سنگ‌هـا و همه‌ی کـوهها و همه‌ی کبوترها و همه‌ی... وهمه‌ی هستی به پیش می‌روند... توی کمیته، وقتی سرمو فرنچ [توضیح: ”فرنچ“ اصطلاحی است که در مورد لباسی که در زندان شاه به زندانیان سیاسی می‌دادند به‌کار می‌رفت وآن عبارت ازروپوش و یا بلوزی بود که به جای کت می‌پوشیدند] می‌انداختند که ببرند بازجویی، با موزائیک‌ها زیر پام احساس یگانگی می‌کردم و می‌خندیدم واین سیل خـروشان هستی پیش میره و چقدراحمقند اینها، این سنگ‌ریزه‌ها که می‌خواهند جلوی حرکت آبشار و سیل خروشان هستی روبگیرند.خنده‌داره با چی دارند می‌جنگند با خدا! 

۱۳۹۴ شهریور ۲۲, یکشنبه

ایران - موقعیت کنونی مجاهدین و مقاومت و ویژگی خاص این مقاومت و مجاهدین چیست؟

محمد سید محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران 
مصاحبه زیر مصاحبه سیمای آزادی با برادر مجاهد محمد سید محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران و از اعضا و مسئولین سازمان مجاهدین خلق ایران میباشد که سوالات مهمی پاسخ داده میشود توجه شما را به این مصاحبه روشنگر جلب میکنم:
مجری: سلام می‌کنم خدمت شما آقای محدثین خیلی خوش آمدید و خیلی خوشحالیم که همزمان با پنجاه ساله شدن سازمان دعوت ما را پذیرفتید.
محمد محدثین: با سلام به شما و هموطنان عزیز. با درود به روح بزرگ بنیانگذاران سازمانمجاهدین خلق ایران محمدحنیف‌نژاد، سعیدمحسن و علی اصغر بدیع زادگان، و با درود به همه شهیدان راه آزادی؛ با تبریک به تک‌تک اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، اعضای مقاومت ایران و مردم ایران به‌خاطر پنجاهمین سالگرد طلوع سازمان مجاهدین. تولد سازمانی که به حق یک گنجینه برای آزادی و استقلال میهن ماست و با تبریک به خواهران و برادرانم، همرزمانم در لیبرتی و با درود به آنها که با پایداری و مقاومت در طول این سالیان، به سازمان مجاهدین یک درخشش جدیدی بخشیدند.
مجری: خیلی ممنون ما هم به شما تبریک می‌گوئیم. آقای محدثین، من در صحبتهای اولیه‌ام اشاره کردم به نیم قرنی که مبارزه مجاهدین ادامه داشته است، از روز نخست حیات سازمان تا همین امروز. شما در بخش عمده‌ای از این پنجاه سال مبارزه حضور داشتید؛ با توجه به این موضوع می‌خواستم به جای این‌که از گذشته شروع کنیم، از شما درخواست کنم که ابتدا موقعیت کنونی مجاهدین و مقاومتی که مجاهدین ستون فقرات آن هستند را برای ما بازگو کنید و توضیح بدهید که ویژگی‌های خاص این مقاومت و مجاهدین چیست؟ 
محمد محدثین: خیلی لطف دارید از نکته‌یی که در مورد خود من گفتید. البته افتخار من هست که در طول این سالیان در کنار این سازمان، تحت رهبری این سازمان در مسیر آزادی و دموکراسی برای مردم و میهنمان قدم برداشتم. برای هر کس، چیزی جزء افتخار و شرف نیست که در این مسیر حرکت کند. اما واقعیت این است که بر تابلوی سازمان و سر در سازمان مجاهدین خلق ایران با دو عنصر نوشته شده است. در واقع سازمان از دو عنصر ”صدق “و ”فدا “تشکیل شده است.
سازمان مجاهدین چه به‌صورت سازمان، چه بنیانگذاران آن، و چه رهبر این سازمان، برادر مجاهد مسعود رجوی ، بعد ازشهادت بنیانگذاران ، و چه بعدها که سکان این سازمان توسط خواهر مریم به‌دست گرفته شد و بعد شورای رهبری و مسئولان اول و مسئولان این سازمان، بنای کارش بر صدق و فدا بوده است. درستی و راستی با ملت و مردم ایران و فدای هرچه بیشتر. این خصلت سازمان مجاهدین و کارکرد تک‌تک اعضاء و هواداران این مقاومت است. رمز ماندگاری این سازمان هم اساساً در همین بوده است. وضعیت امروز این سازمان را هم همین واقعیت صدق و فدا تضمین کرده است. نگاه کنید در طول پنجاه سالی که داریم در مورد آن صحبت می‌کنیم، در مقاطع مختلف، این صدق و فدا به مجاهدین و رهبری این سازمان و مسئولان این سازمان، این شجاعت و شهامت و این امکان را داده است که در خطیرترین موقعیتها، در سخت‌ترین شرایط، با قبول همه ریسک‌ها و خطرات، به وظیفه و مسئولیتی که آن را درست تشخیص می‌دادند، قیام کنند.

۱۳۹۴ شهریور ۱۵, یکشنبه

ایران -سازمان مجاهدین خلق ایران : پنجاه سال مقاومت و ایستادگی در برابر دو دیکتاتوری شاه و شیخ مبارک باد




15شهریور سالگرد پنجاهمین سال تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران بدست بنیانگذاران کبیرمحمد حنیف نژاد - سعید محسن و اصغربدیع زادگان است.
50سالی که مسیرهرروزه اش با شکنجه و دارو درفش و تیر و تبر و قتل عام و با خون بهترین عزیزان باز شده و به پیش رفته است ,و هرگز به دژخیم تسلیم نشده و از اصول خود کوتاه نیامده و قیمت آنرا هر چه که بوده پرداخته .
از حنیف تا موسی واشرف واز ضابطی تا صبا وزهره و رحمان و خسروی و صارمی و .....
سازمانی که 50سال را در آتش و خون و با عبور از هزاران هفت خوان فتنه و توطئه و خنجر و خیانت با سرفرازی تمام و با پرداخت بهای گزاف از بهترین یاران و اعضایش پشت سر گذاشت و میرود تا  در آستانه 50 ساله دوم با شورای مرکزی سازمان مجاهدین فصل جدیدی را در تاریخ کشورمان ایران رقم بزند.
سلام و درود بر حنیف کبیر که با تاسیس سازمان مجاهدین خلق ایران, آینده تاریخ ایران را اززودون ارتجاع تضمین کرد. 
درود برمسعود رجوی ناخدای شکست ناپذیر نسل ایمان و فدا.
درود برمریم رجوی رهبربلامنازع وخستگی ناپذیر.
سخنان مسعود را در سالگرد تاسیس سازمان درباره محمد حنیف نژاد حتما بشنوید.


۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه

ایران - خاطره ای از قتل عام سال 1367در سمنان

شهدای قتل عام سال 67
از قتل عام سال 1367مجاهد خلق اسدالله نبوی در سمنان   سخن میگوید ‌:
خاطره اول: پاییز سال 66 –اتاق 49 - بند غربی – زندان مرکزی سمنان
مدتی بود که بعد از تلاش بسیار و اعتراضات پی‌درپی، چیزی به نام بند عمومی در زندان شکل گرفته بود. ویژگی‌اش آن بود که برای اولین بار زندانبان پذیرفته بود که زندانیان قدیمی را که از سال 60 در زندان بودند با نفرات جدیدی که در سالهای 64-65 در قالب هسته‌های مقاومت دستگیر شده بودند، با هم در یک بند جای دهد. در چنین وضعیتی بود که در یکی از روزهای پاییز آن سال، تعدادی از بچه‌ها را برای بازجویی صدا زدند. طبعاً همه نگران بودند که موضوع چیست. پاسداران سعی می‌کردند این طور جلوه دهند که اتفاق خاصی نیفتاده و یک روال معمول است. اما بعد از مدتی معلوم شد که این یک بازجویی معمول نیست. فرمی بود حاوی100 سؤال که همه باید به آن جواب می‌دادند.
وقتی نوبت به من رسید، به یک انفرادی منتقل شدم و بازجو همتی با اسم مستعار سعیدی در حالی که سعی می‌کرد جو رعب و وحشت ایجاد کند مرا به داخل سلول هل داد و تهدید کرد که «باید به این صد سؤال بدون آن‌که کلمه‌یی دروغ بگویی جواب بدهی و تا وقتی به آنها جواب ندهی به بند بر نخواهی گشت». وقتی در سلول بسته شد تلاش کردم که با سلولهای کناری تماس بگیرم تا بتوانم از موضوع بیشتر سر دربیاورم. وقتی تماس مورس برقرار شد، آن طرف دیوار محمد تشرفی را یافتم.

دررابطه با قتل عام سال67 مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران گفت :
مسعود رجوی: «اصلا بحث این نیست که خمینی چند نفر را اعدام کرده، بحث این است که باید دید چه کسانی را باقی گذاشته است؟ مگر جنایتکاری خمینی حد و مرز می‌شناسد!؟ نه، اصلاً این طور نیست. با ددمنشی کامل، با رذالت و هرزگی غیرقابل تصور، بی‌محابا خون می‌ریزد. هیچ قاعده و قانون، هیچ نظم و نظام و هیچ حساب و کتابی را هم نمی‌فهمد. اگر کسی این را باور نکند اصلاً خمینی و رژیم خمینی و مزدوران و دژخیمان خمینی را نشناخته است».(23آذر67)
ادامه ......


۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

ایران - بر سرزمین من ایران این زیباترین وطن چه رفته است ؟

هر چه ازایران یادم هست زیبایی دریاهای مازندران و گیلان- سرسبزی گیلان و مازندران وزیبایی فصل بهار اصفهان و شیراز- آب وهوای پاک و تمیزهمدان و شهرهای غربی وکوهستان ایران, و منظره زیبای دریاچه ارومیه و کارون و زمستان استانهای جنوبی و ....
اما هر چه از اخبار میخوانم وعکسها و فیلمهای کنونی را میبینم جزخرابی و ویرانی و کویرشدن این زیباییها چیزی نمیبنم. نمیتوانم بفهمم چرا ؟      
- رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس رژیم می‌گوید:ظرف 40سال گذشته تقریباً یک سوم جنگلهای کشوراز بین رفته، مساحت حدود 20 میلیون هکتاری جنگل به 12 میلیون هکتار تقلیل یافته است... 
- مردانی عضو مجلس رژیم نیز 5بهمن 93 در جلسه علنی مجلس گفت: متأسفانه در کشورما اتفاقاتی افتاده که قبلاً کسی در ذهن خودش حتی تصورش را نمی‌کرد. سالانه 10000 هکتارازاراضی زمینهای کشاورزی ما تغییر کاربری می‌شود.
- خامنه‌ ای در دیدار17اسفند 93 با ایادی رژیم درسازمان حفاظت محیط زیست رژیم اعتراف کرد:حالا که بحث زمین‌خواری یواش یواش شده کوه خواری، بنده گاهی که می‌روم ارتفاعات شمال تهران نگاه می‌کنم انسان واقعاً خیلی متأسف می‌شود.... 
تازه این چیزهایی است که خود حکومتی ها میگویند که حتما کلی هم رعایت کرده و کمتر گفته اند و زیاد نگفته اند.
و حتما واقعیت اصلی چیز دیگری است ولی این جانیان  انواع و اقسام دلایل را برای نابودی این منابع میگویند و............
ولی واقعیت اصلی همان حاکمیت یک عده تازه بدوران رسیده دزد است که هیچ بویی از مسولیت و دلسوزی و وطن و مردم و...نبرده اند و فقط آمده اند که جیبهایشان را پر کنند برای روز مبادا, چون خیلی بیشترو بهتر ازهر کسی میدانند که با این جنایتها رفتنی هستند و در چپاول با هم مسابقه میگذارند. اینها فقط یک رسالت دارند و آنهم نابودی, نابودی حرث ونسل این مملکت  وآبادی قبرستانها .
چرا که این جماعت با هر آنچه که بوی زندگی و حیات میدهد درعناد و در تضادند  چون مال عصر حاضر نیستند.
باید گفت که مثل قوم مغول آمدند و کشتند و بردند و خوردند و خراب کردند ...و البته حتما میروند و حرف آخر را مردم و مقاومت سازمان یافته آن میزند و بس. 
آقای مسعود رجوی  در سلسله آموزش برای نسل جوان میگوید:
گفتیم که این دیکتاتوری با یک خصلت ضدبشری و یک خصلت دجال گونگی مشخص می‌شود.
چرا می‌گوئیم خصلت ضدبشری؟ به‌خاطر این‌که در حقیقت کلمات ضدخلقی و ضدانقلابی رسا نیستند. کلمه ضدخلقی و ضدانقلابی مال شاه است. اما از موضع مادون سرمایه‌داری، از موضعی که خمینی حرکت می‌کند، با توجه به ابعاد جنایاتش، با توجه به این‌که واقعا علی‌الدوام و از اساس کمر به هلاک حرث ونسل بسته، کلمه ”ضدبشری“ گویاتر است. از قضا آن بازتابهایی را که جنایتکاران اکثریتی و توده‌یی و شرکا اسمش را می‌گذارند ”ضدامپریالیستی“، ‌در چهارچوب مقوله ضدبشری قابل فهم‌تر می‌شود. خمینی به همان اندازه ضدامپریالیست است که ضدبشر است!»
خراب کردن، بهم ریختن، شلوغ کردن، توی سر علوم و فنون زدن، توی سر رشد تولید زدن، برای چی؟! مثلاً برای رسیدن به سوسیالیزم؟! نه! برای بازگشت به دوران ماقبل سرمایه‌داری، دوران برده داری و توحش.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

ایران - زندان بزرگ .........

سوم می روز آزادی مطبوعات
ایران یک زندان است .در ایران همه زندانی هستند.
در ایران انسانها در زندان بسر میبرند .
در ایران مطبوعات زندانی هستند.
در ایران قلم در زنجیر است .
در ایران سانسور و محدودیت برای روزنامه نگاران بیداد میکند .
در ایران وسایل موسیقی در زندان هستند و باید با پرده نمایش داده شوند!
در ایران فیس بوک برای همه بسته است البته بجز آقا زاده ها و ظریف و روحانی و خامنه ای و....
در ایران داشتن فلان مد و لباس برای دختران و پسران ممنوع است بجز نوه آیت الشیطان ربانی شیرازی و ........
اما از حق نگذریم و ناشکر نباشیم
 در ایران  تا بخواهی مواد مخدر توسط سران حکومت و بخصوص سپاه پاسداران  توزیع میشود .
در ایران تا بخواهی کودکان کار درخیابانها بجای مدرسه دیده میشوند .
درایران تا بخواهی جسم بیجان قربانیان این حکومت را آویزان بر جراثقالها میبینی .
در ایران تا بخواهی زندگی پرپرشده فردی یا افراد به جان آمده از فقروگرسنگی را شعله ور ویا در زیر مترو ویا بر کف خیابان میبینی .
در ایران تا بخواهی کنارخیابانها بجای گل و سبزه کارتن خواب ها را میبینی که سرپناهی برای خوابیدن ندارند.
در ایران تا بخواهی ....................
اما همه موارد بالا فقط یک روی سکه است .اما این همه ایران نیست و آن روی ایران این زیباترین وطن اعتراض و خشم مردم روزانه  به جان آمده, بخصوص زنان و جوانانی مثل ریحانه جباری -  ستار بهشتی  و علی صارمی و ...است که تن به ذلت نداده و علیه این جنایتها و شقاوتها برخاسته و از جان خویش گذشتند.
آن روی سکه ایران رزمندگان آزادی ارتش آزادییخش در لیبرتی هستند که علیرغم حملات مستمر و فشارهای روزانه رژیم آخوندی استوار و پابرجا ایستاده اند .
آن روی سکه ایران  خانم مریم رجوی است که برنامه 10ماده ای اش را برای ایران فردا اعلام کرده است .
آن روی سکه ایران شورای ملی مقاومت ایران است که توسط آقای مسعود رجوی تاسیس شد و بعنوان پارلمان ایران فردا برنامه های مشخصی برای ایران دارد 
آن روی سکه ایران , اشرف نشانان قهرمانی هستند که درهمه صحنه های نبرد برای آزادی ایران صدای مردمشان هستند.
به امید روزی که دو روی این زیباترین وطن زیبا و زیباتر شود.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

ایران - مسعود رجوی : کلمه را ذبح کردند.... شعری از بهداد برای کلمه میجنگم

مجاهد شهید مهدی حسین پور- بهداد
شعری از مجاهد شهید مهدی حسین پور-بهداد (که در عملیات فروغ جاویدان شهید 

شد ) دیدم که برایم جالب بود این شعررا شاعراز این جمله آقای مسعود رجوی  کلمه 

را ذبح کردند گرفته است .

توجه شما را به این شعر زیبا جلب میکنم .

برای کلمه میجنگم 

به خاطر تک تک واژه ها 

به خاطر یک شعر
من برای بقای یک ترانه , یک سرود , جان میدهم 
یا شاید
برای شگفتن یک گل 
گلخندی بر لبان خلق
برای کلمه میجنگم و به خاطر تک تک واژه ها
برای عشق 
که به پلشتی آلودندش 
و زندگی که به پستی 
من برای بقای مقدس کلام 
به خاطر ایمانم به چکامه ی زندکی میسرایم 


۱۳۹۴ اردیبهشت ۴, جمعه

ایران - 4 اردیبهشت سالروز شهادت دکتر کاطم رجوی( برادر بزرگتر مسعود رجوی) گرامی باد

شهید دکتر کاظم رجوی
دکتر کاظم رجوی روز سه شنبه چهارم اردیبهشت سال 1369  درکوپه سوئیس مقر اروپایی سازمان ملل توسط مزدوران اعزامی رژیم ایران ترور شد و به شهادت رسید .
او که خصم خستگی ناپذیر رژیم بود بارها در سازمان ملل از طرف مزدوران رژیم مورد تهدید قرارگرفته بود.
ارج و شان دکتر کاظم , درتلاش خستگی ناپذیرش برای نجات جان برادرش مسعود رجوی از اعدام در زمان شاه بود.
او به محض شنیدن خبر دستگیری و محاکمه و احتمال صدور حکم اعدام برای مسعود همه توان و زندگی اش را صرف اینکار کرد و از همه مجامع و کمیسیونهای بین المللی خواست که به رژیم شاه فشار آورند تا شاه حکم اعدام مسعود را لغو کند و همین هم شد.او با این کارش دینی بزرگ را به گردن مردم ایران و مجاهدانش میگذارد .
این واقعه زندگی دکتر کاظم را بکلی عوض کرد بطوری که بعد از عزیمت مسعود رجوی از تهران به پاریس او بی وقفه برای افشای جنایتهای رژیم فاشیستی حاکم بر ایران تلاش کرد و راهروهای سازمان ملل و ارگانهای دیگر آن, هرروز شاهد حضور دکتر کاظم رجوی بود و  همین باعث شد که رژیم نقشه ترور اورا بکشد .
او  بارها مورد تهدید قرار گرفته بود ولی هرگزاز فعالیتهایش کاسته نشد عاقبت نیز خونش گواه حقانیت راهش شد و همانطور که خودش گفته بود با خونش تاریخ حقوق بشر را نوشت .
یادش گرامی و جاویدان باد.